برای دریافت تخفیف در دورههای جامع و یا خرید اقساطی، با ما تماس بگیرید: 09130120425
برای دریافت تخفیف در دورههای جامع و یا خرید اقساطی، با ما تماس بگیرید: 09130120425

انواع روش های تدریس فعال، شیوههایی هستند که یادگیرنده را از یک شنونده صرف به فردی تبدیل میکنند که در فرایند یادگیری فکر میکند، سؤال میپرسد، بحث میکند، مسئله حل میکند، تصمیم میگیرد، تمرین میکند و بازخورد میگیرد. بنابراین در تدریس فعال، فقط انتقال اطلاعات اهمیت ندارد؛ بلکه کاری که یادگیرنده با اطلاعات انجام میدهد بخش اصلی فرایند آموزش است.
تدریس فعال به یک روش واحد محدود نمیشود و مجموعهای از روشها و فعالیتهای آموزشی را دربرمیگیرد؛ از یک فعالیت چنددقیقهای مانند «فکر کن، دونفره بحث کن، به اشتراک بگذار» تا روشهای گستردهتری مانند یادگیری مبتنی بر مسئله، پروژهمحور و یادگیری کاوشگری. تعریف رایج پژوهشی نیز یادگیری فعال را درگیر شدن یادگیرنده در فرایند یادگیری از طریق فعالیت و بحث، بهجای گوش دادن منفعلانه، میداند.
نکته مهم این است که فعال بودن کلاس به معنی حذف کامل تدریس مستقیم یا تبدیل هر جلسه به کار گروهی نیست. یک مدرس میتواند مفهوم را کوتاه توضیح دهد، سپس از یادگیرندگان بخواهد آن را در یک مسئله به کار ببرند، درباره پاسخ خود بحث کنند و در پایان بازخورد بگیرند. در واقع، روش مناسب روشی است که یادگیرنده را دقیقاً در فعالیتی درگیر کند که برای رسیدن به هدف آموزشی لازم است.
روش تدریس فعال رویکردی است که در آن یادگیرنده باید در جریان آموزش کاری معنادار مرتبط با هدف یادگیری انجام دهد.
این فعالیت میتواند بسیار ساده باشد؛ برای مثال:
بنابراین برای اینکه یک فعالیت را تدریس فعال بدانیم، صرفاً «مشغول بودن» یادگیرنده کافی نیست. فعالیت باید با محتوای آموزشی و هدف جلسه ارتباط داشته باشد.
برای مثال، اگر مدرس از هنرجویان بخواهد درباره یک موضوع گفتوگو کنند اما سؤال مشخصی وجود نداشته باشد و در پایان نیز نتیجه بحث بررسی نشود، صرفاً گفتوگو کردن لزوماً به معنای اجرای موفق تدریس فعال نیست.
در منابع آموزشی دانشگاه Cornell نیز بر طراحی فعالیت بر اساس هدف یادگیری، توضیح روشن دستورالعمل، زمانبندی مناسب و اختصاص زمان برای جمعبندی و بازخورد تأکید شده است.
تفاوت اصلی در میزان و نوع مشارکت یادگیرنده است، نه اینکه در یک روش مدرس صحبت کند و در روش دیگر اصلاً صحبت نکند.
| معیار | تدریس عمدتاً سخنرانیمحور | تدریس فعال |
|---|---|---|
| نقش مدرس | ارائهدهنده اصلی محتوا | طراح، هدایتکننده و ارائهدهنده بازخورد |
| نقش یادگیرنده | بیشتر دریافتکننده اطلاعات | مشارکتکننده و حلکننده مسئله |
| فعالیت یادگیرنده | گوش دادن و یادداشتبرداری | فکر کردن، تمرین، بحث، تحلیل و تولید پاسخ |
| بازخورد | ممکن است عمدتاً در پایان باشد | معمولاً در طول فرایند نیز انجام میشود |
| سنجش | بیشتر با آزمون یا تکلیف پایانی | فعالیت، پرسش، تمرین و ارزیابی مستمر |
| تمرکز | انتقال محتوا | فهم، کاربرد، تحلیل و اصلاح یادگیری |
این تفاوت به معنی بیفایده بودن سخنرانی نیست. توضیح مستقیم مدرس همچنان برای معرفی یک مفهوم، ارائه چارچوب یا رفع یک ابهام کاربرد دارد؛ مسئله زمانی ایجاد میشود که تقریباً تمام فرایند یادگیری به شنیدن و یادداشتبرداری محدود شود.
روشهای تدریس فعال تنوع زیادی دارند، اما برای اجرای عملی نیازی نیست مدرس با تعداد زیادی روش مختلف کار کند. مهمتر این است که چند روش اصلی را بهخوبی بشناسد و بر اساس هدف آموزشی، نوع محتوا و زمان کلاس، مناسبترین گزینه را انتخاب کند.
در ادامه، ۸ مورد از مهمترین و کاربردیترین روشهای تدریس فعال را بررسی میکنیم.
در یادگیری مبتنی بر مسئله یا Problem-Based Learning (PBL)، یک مسئله واقعی یا نزدیک به واقعیت در مرکز فرایند آموزش قرار میگیرد. یادگیرندگان باید مسئله را بررسی کنند، اطلاعات موردنیاز را شناسایی کنند و برای رسیدن به راهحل از دانش و منابع مختلف استفاده کنند.
تفاوت این روش با یک تمرین معمولی این است که در PBL، مسئله فقط تمرینی برای پایان درس نیست؛ بلکه محرک اصلی یادگیری محسوب میشود.
این روش برای آموزش مهارتهایی مانند حل مسئله، تحلیل، تصمیمگیری و کار گروهی مناسب است.
در یادگیری پروژهمحور یا Project-Based Learning، یادگیرنده طی یک بازه زمانی مشخص روی یک پروژه کار میکند و در پایان به یک خروجی مشخص میرسد.
این خروجی میتواند یک محصول، گزارش، ارائه، طرح اجرایی، نمونه عملی یا راهحل باشد.
یادگیری پروژهمحور زمانی مناسب است که هدف آموزش فقط یادگیری یک مفهوم نباشد و بخواهیم چند مهارت مانند برنامهریزی، تحقیق، همکاری، حل مسئله و ارائه نتیجه نیز تمرین شوند.
اگر مدرس فقط موضوعی را تعیین کند و از یادگیرنده بخواهد «درباره آن تحقیق کند»، فعالیت الزاماً پروژهمحور نیست و ممکن است صرفاً به یک تکلیف تحقیقاتی تبدیل شود.
در روش مطالعه موردی یا Case Study، یک موقعیت واقعی یا شبیهسازیشده در اختیار یادگیرندگان قرار میگیرد و آنها باید شرایط را تحلیل کرده و درباره آن تصمیم بگیرند.
این روش برای موضوعاتی مناسب است که در آنها تحلیل، تصمیمگیری، مقایسه گزینهها و استفاده از دانش در شرایط واقعی اهمیت دارد.
فرض کنید موضوع جلسه «مدیریت مشارکت در کلاس» است.
مدرس این موقعیت را مطرح میکند:
«در یک کلاس ۲۰ نفره، چند نفر تقریباً تمام بحث را در اختیار گرفتهاند و تعدادی از یادگیرندگان هیچ مشارکتی ندارند. اگر شما مدرس باشید، چه اقدامی انجام میدهید؟»
سپس یادگیرندگان باید:
در پایان، مدرس پاسخها را بررسی و آنها را با اصول آموزشی مرتبط میکند.
در یادگیری مشارکتی، یادگیرندگان بهصورت دونفره یا در گروههای کوچک برای رسیدن به یک هدف آموزشی مشترک فعالیت میکنند.
نکته مهم این است که هر فعالیت گروهی لزوماً یادگیری مشارکتی مؤثر نیست.
اگر چهار نفر کنار هم بنشینند اما فقط یک نفر کار را انجام دهد، هدف یادگیری مشارکتی بهدرستی محقق نشده است.
برای اجرای بهتر این روش، بهتر است از ابتدا مشخص شود:
برای مثال، بهجای اینکه مدرس بگوید «در گروه درباره این موضوع بحث کنید»، میتواند بگوید:
«در گروه سه راهحل برای مسئله ارائه دهید، مزایا و معایب هرکدام را بنویسید و در پایان یک راهحل را با ذکر دلیل انتخاب کنید.»
در این حالت، فعالیت گروهی هدف، ساختار و خروجی مشخص دارد.
در آموزش همتایان یا Peer Instruction، یادگیرندگان بخشی از فرایند یادگیری یکدیگر را بر عهده میگیرند.
یکی از الگوهای رایج اجرای این روش به این شکل است:
هدف فقط رسیدن به پاسخ صحیح نیست؛ بلکه یادگیرنده باید بتواند دلیل انتخاب خود را توضیح دهد.
این روش برای زمانی مناسب است که بخواهیم میزان درک مفاهیم را بررسی کنیم یا فرصت بیشتری برای توضیح و اصلاح برداشتهای اشتباه ایجاد کنیم.
در روش Think-Pair-Share، یادگیرنده ابتدا بهصورت فردی فکر میکند، سپس پاسخ خود را با یک نفر دیگر در میان میگذارد و در نهایت پاسخها در سطح کلاس بررسی میشوند.
Think | فکر کن:
مدرس یک سؤال مطرح میکند و به هر فرد زمان کوتاهی برای فکر کردن و نوشتن پاسخ میدهد.
Pair | دونفره گفتوگو کن:
هر فرد پاسخ خود را با یک همکلاسی مقایسه میکند و درباره دلیل پاسخها صحبت میکنند.
Share | به اشتراک بگذار:
چند پاسخ با کل کلاس مطرح میشود و مدرس نکات مهم را جمعبندی میکند.
مزیت این روش، سادگی و سرعت اجرای آن است. برای شروع یک بحث، فعال کردن دانش قبلی یا بررسی سریع میزان درک کلاس میتوان از آن استفاده کرد.
Think-Pair-Share همچنین برای کلاسهایی که تعداد یادگیرندگان زیادی دارند، گزینه مناسبی است؛ زیرا همه افراد ابتدا فرصت فکر کردن و مشارکت دارند.
در یادگیری کاوشگری یا Inquiry-Based Learning، آموزش با یک سؤال، مسئله یا پدیده آغاز میشود و یادگیرنده برای پیدا کردن پاسخ، فرایند بررسی و کشف را طی میکند.
در این روش، مدرس بهجای اینکه از ابتدا تمام پاسخها را ارائه دهد، شرایطی ایجاد میکند تا یادگیرنده بتواند:
این روش زمانی مناسب است که هدف آموزش، علاوه بر یادگیری محتوا، تقویت تحقیق، کنجکاوی، تحلیل و استدلال باشد.
نقش مدرس در این روش حذف نمیشود؛ بلکه مدرس مسیر کاوش را طراحی و هدایت میکند و در نقاط لازم، سؤال یا راهنمایی مناسب ارائه میدهد.
کلاس معکوس یا Flipped Classroom بیشتر یک الگوی طراحی آموزش است تا یک فعالیت واحد.
در این الگو، آشنایی اولیه با بخشی از محتوای درس پیش از جلسه انجام میشود؛ برای مثال از طریق:
سپس زمان کلاس به فعالیتهایی مانند حل مسئله، تمرین، بحث، تحلیل، کار گروهی و دریافت بازخورد اختصاص پیدا میکند.
بنابراین صرفاً فرستادن یک ویدئو یا جزوه قبل از کلاس به معنی اجرای موفق کلاس معکوس نیست. بخش مهم این روش این است که زمان کلاس برای فعالیتهایی استفاده شود که یادگیرنده را درگیر کاربرد و پردازش محتوا میکنند.
| روش | مناسب برای | نحوه مشارکت یادگیرنده | زمان اجرا | خروجی معمول |
|---|---|---|---|---|
| یادگیری مبتنی بر مسئله | حل مسائل پیچیده و واقعی | تحلیل، تحقیق و ارائه راهحل | متوسط تا زیاد | راهحل |
| پروژهمحور | یادگیری چند مهارت بهصورت همزمان | انجام پروژه در چند مرحله | زیاد | محصول یا پروژه |
| مطالعه موردی | تحلیل و تصمیمگیری | بررسی موقعیت و مقایسه راهحلها | متوسط | تحلیل و تصمیم |
| یادگیری مشارکتی | کار تیمی و تعامل | فعالیت گروهی با هدف مشترک | کم تا متوسط | خروجی گروهی |
| آموزش همتایان | فهم و اصلاح مفاهیم | توضیح و بحث با همکلاسی | کم تا متوسط | پاسخ و استدلال |
| Think-Pair-Share | فعال کردن کل کلاس | فکر کردن، گفتوگوی دونفره و ارائه | کم | پاسخ و بحث |
| یادگیری کاوشگری | تحقیق و کشف | سؤال، بررسی شواهد و نتیجهگیری | متوسط تا زیاد | نتیجه مبتنی بر شواهد |
| کلاس معکوس | افزایش زمان فعالیت در کلاس | مطالعه اولیه + فعالیت کلاسی | متوسط | تمرین و فعالیت کلاسی |
| هدف آموزشی | روش تدریس فعال مناسب | دلیل انتخاب |
|---|---|---|
| حل یک مسئله واقعی یا پیچیده | یادگیری مبتنی بر مسئله | یادگیرنده باید مسئله را تحلیل کند، اطلاعات موردنیاز را پیدا کند و راهحل ارائه دهد. |
| اجرای یک کار چندمرحلهای و تولید یک خروجی | یادگیری پروژهمحور | یادگیرنده در طول یک فرایند مشخص روی پروژه کار میکند و در پایان محصول یا نتیجه مشخصی ارائه میدهد. |
| تحلیل یک موقعیت و انتخاب بهترین تصمیم | مطالعه موردی | یادگیرنده شرایط یک موقعیت واقعی یا شبیهسازیشده را بررسی و راهحلهای مختلف را مقایسه میکند. |
| تقویت همکاری و کار تیمی | یادگیری مشارکتی | یادگیرندگان برای رسیدن به یک هدف مشترک، وظایف و فعالیتهای خود را با یکدیگر هماهنگ میکنند. |
| توضیح و درک بهتر یک مفهوم | آموزش همتایان | یادگیرنده با توضیح دادن مفهوم برای همکلاسی و بررسی پاسخها، فهم خود را عمیقتر میکند. |
| فعال کردن دانش قبلی و مشارکت سریع کل کلاس | Think-Pair-Share | ابتدا فردی فکر میکنند، سپس دونفره بحث میکنند و در نهایت پاسخها را با کلاس به اشتراک میگذارند. |
| تقویت تحقیق، کشف و استدلال | یادگیری کاوشگری | یادگیرنده با طرح سؤال، بررسی اطلاعات و شواهد و نتیجهگیری، خودش در فرایند کشف پاسخ مشارکت میکند. |
| اختصاص زمان کلاس به تمرین و کاربرد آموختهها | کلاس معکوس | محتوای اولیه پیش از کلاس بررسی میشود و زمان جلسه برای بحث، تمرین، حل مسئله و دریافت بازخورد آزاد میشود. |
برای انتخاب روش مناسب، میتوان چهار سؤال اصلی پرسید.
آیا میخواهید یادگیرنده چیزی را به خاطر بسپارد، توضیح دهد، تحلیل کند، حل کند، تولید کند یا در یک موقعیت واقعی تصمیم بگیرد؟
هدف، نقطه شروع انتخاب روش است.
برای یک مفهوم ساده، اجرای یک پروژه چندجلسهای منطقی نیست.
در مقابل، اگر موضوع نیازمند تصمیمگیری و کاربرد چند مهارت باشد، یک فعالیت کوتاه ممکن است کافی نباشد.
برخی فعالیتها مانند Think-Pair-Share یا تمرین بازیابی در چند دقیقه انجام میشوند؛ اما مطالعه موردی، پروژه و یادگیری مبتنی بر مسئله ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشند.
قبل از اجرای فعالیت مشخص کنید در پایان قرار است چه چیزی تحویل بگیرید:
اگر خروجی مشخص نباشد، ارزیابی فعالیت نیز دشوار میشود.
برای طراحی یک فعالیت فعال، میتوانید از الگوی زیر استفاده کنید:
بهجای هدف کلی مانند «آشنایی با موضوع»، هدف قابل مشاهدهتری تعریف کنید.
مثلاً:
«یادگیرنده بتواند سه راهحل ممکن برای یک مسئله ارائه دهد و بر اساس دو معیار، بهترین گزینه را انتخاب کند.»
این هدف بهمراتب بهتر از «یادگیرنده با روشهای حل مسئله آشنا شود» قابل تبدیل به فعالیت است.
اگر هدف تولید ایده است، بارش فکری مناسب است.
اگر هدف تحلیل یک موقعیت است، مطالعه موردی انتخاب بهتری است.
اگر هدف یادآوری و تثبیت است، تمرین بازیابی میتواند مناسب باشد.
قبل از شروع فعالیت، سه چیز باید برای یادگیرنده روشن باشد:
چه کاری انجام دهد؟
چقدر زمان دارد؟
در پایان چه چیزی ارائه کند؟
در زمان فعالیت، مدرس نباید صرفاً کنار بایستد. باید فرایند را مشاهده کند، سؤال بپرسد و در صورت نیاز مسیر یادگیرنده را اصلاح کند.
بازخورد باید مشخص کند:
در پایان، مشخص کنید فعالیت چه ارتباطی با هدف جلسه داشت.
این مرحله بسیار مهم است؛ زیرا ممکن است یادگیرنده فعالیت را انجام داده باشد اما هنوز نداند از آن چه چیزی باید یاد گرفته باشد.
Cornell نیز توصیه میکند برای فعالیتها دستورالعمل روشن و زمان کافی در نظر گرفته شود و در پایان، زمانی برای جمعبندی و استخراج نکات اصلی اختصاص پیدا کند.
یکی از اشتباهات رایج این است که فعالیت را پایان آموزش بدانیم.
در واقع، فعالیت بدون بازخورد میتواند ناقص باشد.
فرض کنید یادگیرنده یک مسئله را اشتباه حل کرده است. اگر فقط فعالیت انجام شود و پاسخ بررسی نشود، ممکن است همان برداشت اشتباه تثبیت شود.
بازخورد باید تا حد امکان به یادگیرنده کمک کند بفهمد:
بازخورد میتواند توسط مدرس، همکلاسی یا خود یادگیرنده و بر اساس معیارهای مشخص انجام شود.
در آموزش فعال، مشاهده نحوه کار یادگیرندگان نیز برای مدرس اطلاعات ارزشمندی ایجاد میکند؛ زیرا مدرس میتواند از روی پاسخها و فعالیتها تشخیص دهد کدام قسمت درس به توضیح بیشتری نیاز دارد.
فعال کردن کلاس به معنی شلوغ کردن کلاس نیست. چند اشتباه میتواند یک فعالیت ظاهراً مشارکتی را از هدف آموزشی دور کند.
| اشتباه | مشکل ایجادشده | راهکار |
|---|---|---|
| فعالیت بدون هدف | یادگیرنده دلیل انجام کار را نمیداند | هدف فعالیت را مشخص کنید |
| فعالیت بیش از حد طولانی | زمان جلسه از کنترل خارج میشود | زمان و مراحل را مشخص کنید |
| دستورالعمل مبهم | هر گروه کار متفاوتی انجام میدهد | خروجی مورد انتظار را دقیق بیان کنید |
| کار گروهی بدون نقش | برخی افراد مشارکت نمیکنند | مسئولیتها را مشخص کنید |
| استفاده از روش صرفاً برای جذابیت | فعالیت ارتباطی با یادگیری ندارد | روش را بر اساس هدف انتخاب کنید |
| نبود بازخورد | اشتباه ممکن است تثبیت شود | بعد از فعالیت پاسخها را بررسی کنید |
| حذف کامل توضیح مدرس | برخی مفاهیم ممکن است ناقص فهمیده شوند | توضیح، فعالیت و جمعبندی را ترکیب کنید |
| نبود جمعبندی | یادگیرنده ارتباط فعالیت با درس را نمیبیند | نکات اصلی را در پایان مرور کنید |
| استفاده از یک روش در همه جلسات | روش با هدفهای مختلف هماهنگ نیست | روش را متناسب با هدف تغییر دهید |
| ارزیابی فقط در پایان | مشکلات یادگیری دیر شناسایی میشوند | از ارزیابیهای کوتاه در طول آموزش استفاده کنید |
تدریس فعال محدود به کلاس حضوری نیست.
در آموزش آنلاین میتوان از ابزارها و فعالیتهایی مانند:
استفاده کرد.
برای مثال، در یک کلاس آنلاین ابتدا سؤال در اختیار یادگیرندگان قرار میگیرد. سپس افراد بهصورت فردی پاسخ میدهند، در گروههای کوچک درباره پاسخ خود بحث میکنند و در نهایت نتیجه را در کلاس اصلی ارائه میدهند.
در آموزش آنلاین نیز اصل تغییری نمیکند: یادگیرنده باید کاری مرتبط با هدف آموزشی انجام دهد و بازخورد دریافت کند. منابع Cornell نیز نمونههایی مانند نظرسنجی، آزمونهای کمریسک، اتاقهای گروهی، تولید محتوای کوتاه توسط یادگیرنده و اسناد مشترک را برای فعال کردن آموزش آنلاین پیشنهاد میکنند.
بله، اما ترکیب روشها نباید صرفاً برای زیاد کردن فعالیتها انجام شود.
برای مثال، یک جلسه ۴۵ دقیقهای میتواند چنین ساختاری داشته باشد:
الگوی پیشنهادی اجرای یک جلسه تدریس فعال:
در این مدل، هر فعالیت یک نقش مشخص دارد.
یا در یک جلسه طولانیتر میتوان ازاین الگو استفاده کرد :
الگوی جلسه مبتنی بر مطالعه موردی:
قاعده مناسب این است:
هر فعالیت باید یک وظیفه آموزشی مشخص داشته باشد.
اگر دو فعالیت دقیقاً یک مهارت را تمرین میکنند، اجرای هر دو ممکن است فقط زمان جلسه را افزایش دهد.
شناختن نام روشها با توانایی اجرای آنها تفاوت دارد.
یک مدرس ممکن است نام یادگیری مبتنی بر مسئله، مطالعه موردی یا آموزش همتایان را بداند، اما در عمل نتواند فعالیت را متناسب با هدف آموزشی طراحی کند.
برای اجرای مؤثر، باید بتواند:
به همین دلیل، اگر هدف شما یادگیری ساختاریافتهتر مهارتهای آموزش، طراحی جلسه و اجرای فرایند تدریس است، آشنایی با مباحث آموزشی در دوره پداگوژی میتواند مسیر یادگیری این مهارتها را منظمتر کند.
انواع روش های تدریس فعال، مجموعهای از روشها و فعالیتهایی هستند که یادگیرنده را مستقیماً وارد فرایند یادگیری میکنند. در این رویکرد، یادگیرنده فقط اطلاعات دریافت نمیکند؛ بلکه باید فکر کند، اطلاعات را بازیابی کند، درباره آن صحبت کند، مسئله حل کند، تصمیم بگیرد، نتیجه تولید کند و از بازخورد برای اصلاح یادگیری خود استفاده کند.
روشهایی مانند Think-Pair-Share، آموزش همتایان، یادگیری مشارکتی، یادگیری مبتنی بر مسئله، مطالعه موردی، پروژهمحور، یادگیری کاوشگری، بارش فکری، مناظره، ایفای نقش، شبیهسازی، نقشه مفهومی و تمرین بازیابی هرکدام برای هدف آموزشی مشخصی کاربرد دارند. بنابراین نمیتوان یک روش را بهعنوان بهترین روش تدریس فعال برای همه کلاسها معرفی کرد؛ بلکه انتخاب روش باید بر اساس هدف آموزشی، نوع محتوا، زمان، تعداد و سطح یادگیرندگان و خروجی مورد انتظار انجام شود.
در تدریس فعال، مهمتر از استفاده همزمان از روشهای متعدد، نحوه طراحی و اجرای فعالیت است. یک فعالیت کوتاه که هدف مشخص، دستورالعمل روشن، فرصت مشارکت، بازخورد و جمعبندی داشته باشد، میتواند از فعالیتی طولانی و پیچیده اما بدون هدف آموزشی، اثربخشتر باشد.
در نهایت، مدرس موفق کسی نیست که صرفاً با نام روشهای تدریس فعال آشنا باشد؛ بلکه باید بتواند متناسب با هدف هر جلسه، فعالیت مناسب را طراحی و اجرا کند، مشارکت یادگیرندگان را هدایت کند و از بازخورد برای بهبود فرایند یادگیری استفاده کند. این مهارت بهویژه در آموزشهای مهارتی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ جایی که یادگیری فقط با شنیدن و مشاهده اتفاق نمیافتد و تمرین، مشارکت و دریافت بازخورد نقش اساسی دارند.
آموزشگاه کلید هنر نیز با تکیه بر رویکردهای آموزشی و مهارتمحور، توجه ویژهای به آموزش عملی، مشارکت هنرجو، تمرین و بازخورد در فرایند یادگیری دارد. همین نگاه به فرایند آموزش، در کنار استفاده از اصول و مهارتهای پداگوژی، باعث شده کلید هنر در زمینه آموزش مهارتی و بهکارگیری شیوههای نوین تدریس، جایگاه قابلتوجهی داشته باشد.
انتخاب روش باید بر اساس هدف یادگیری انجام شود. برای یادآوری مطالب، تمرین بازیابی مناسب است؛ برای تولید ایده میتوان از بارش فکری، برای تحلیل موقعیت از مطالعه موردی، برای حل مسائل از یادگیری مبتنی بر مسئله و برای تقویت استدلال از بحث و مناظره استفاده کرد.
خیر. تدریس فعال میتواند بهصورت فردی، دونفره یا گروهی انجام شود. فعالیتهایی مانند تمرین بازیابی، پاسخ به یک سؤال، نوشتن یکدقیقهای و حل مسئله فردی نیز نمونههایی از یادگیری فعال هستند.
ابتدا هدف یادگیری را مشخص کنید، سپس فعالیتی مرتبط با آن هدف طراحی کنید و برای یادگیرنده دستورالعمل، زمان و خروجی مشخص تعیین کنید. در پایان نیز پاسخها را بررسی کرده و بازخورد و جمعبندی ارائه دهید.
روشهایی مانند Think-Pair-Share، پرسشهای مفهومی، نظرسنجی، آزمونهای کوتاه، پاسخگویی همزمان و گفتوگوی دونفره برای کلاسهای بزرگ نیز قابل اجرا هستند و الزاماً به گروهبندی پیچیده نیاز ندارند.
خیر. توضیح مستقیم همچنان میتواند برای معرفی مفاهیم یا ارائه چارچوب درس استفاده شود. میتوان پس از یک توضیح کوتاه، فعالیتی مانند حل مسئله، بحث یا تمرین بازیابی اجرا کرد و سپس با بازخورد و جمعبندی، یادگیری را تکمیل کرد.
در یادگیری مبتنی بر مسئله، مسئله از ابتدا محرک اصلی فرایند یادگیری است و یادگیرنده مشخص میکند برای حل آن چه اطلاعاتی نیاز دارد. اما در حل مسئله، میتوان یک مسئله را بهعنوان فعالیتی برای بهکارگیری دانشی که قبلاً آموزش داده شده است، در اختیار یادگیرنده قرار داد.
فقط مشارکت ظاهری کافی نیست. باید پاسخ، عملکرد یا خروجی یادگیرنده بررسی شود و با هدف آموزشی مقایسه شود. استفاده از پرسش کوتاه، آزمون کمریسک، توضیح شفاهی، نقشه مفهومی، حل مسئله و بازخورد میتواند میزان یادگیری را مشخص کند.
بله، به شرطی که هر فعالیت هدف مشخصی داشته باشد. برای مثال میتوان جلسه را با توضیح کوتاه شروع کرد، سپس تمرین بازیابی، Think-Pair-Share، حل مسئله و در پایان بازخورد و جمعبندی انجام داد. ترکیب روشها نباید صرفاً برای افزایش تعداد فعالیتها باشد.
بازخورد مشخص میکند یادگیرنده چه چیزی را درست انجام داده، کجا اشتباه کرده، دلیل خطا چه بوده و چگونه میتواند عملکرد خود را اصلاح کند. بدون بازخورد، انجام یک فعالیت بهتنهایی تضمین نمیکند که یادگیری درست اتفاق افتاده باشد.
برای مهارتهای عملی معمولاً روشهایی که یادگیرنده را درگیر انجام کار، تصمیمگیری و دریافت بازخورد میکنند مناسبتر هستند؛ از جمله شبیهسازی، ایفای نقش، پروژهمحور، حل مسئله و فعالیتهای مشارکتی. انتخاب نهایی باید بر اساس نوع مهارت و هدف آموزشی انجام شود.
سایر پست های کلیدهنر