برای دریافت تخفیف در دورههای جامع و یا خرید اقساطی، با ما تماس بگیرید: 09130120425
برای دریافت تخفیف در دورههای جامع و یا خرید اقساطی، با ما تماس بگیرید: 09130120425

نحوه قیمت گذاری منو کافه یکی از تصمیمهای مهم در مدیریت هزینهها و سودآوری کسبوکار است. اگر قیمت محصولات را فقط بر اساس قیمت مواد اولیه تعیین کنید، ممکن است درآمد حاصل از فروش برای پرداخت اجاره، حقوق کارکنان، هزینه تجهیزات و سایر مخارج کافه کافی نباشد. از طرف دیگر، قیمتگذاری بیش از حد نیز میتواند مشتریان را به سمت رقبای شما سوق دهد.
برای تعیین قیمت مناسب باید بهای تمامشده هر محصول را محاسبه کنید، هزینههای ثابت و متغیر را بشناسید، قیمت رقبا را بررسی کنید و قدرت خرید مشتریان هدف را در نظر بگیرید. در ادامه، روش محاسبه قیمت فروش، فرمولهای کاربردی، مثالهای عددی و نحوه بررسی سودآوری آیتمهای منو را بهصورت مرحلهبهمرحله توضیح میدهیم.
پیش از تعیین قیمت محصولات، باید هزینههای کافه را به سه گروه اصلی تقسیم کنید: هزینه مستقیم مواد اولیه، هزینههای متغیر سفارش و هزینههای ثابت و عمومی. این دستهبندی کمک میکند هیچ هزینه مهمی از محاسبات جا نماند و یک هزینه نیز دوبار محاسبه نشود.
| گروه هزینه | چه هزینههایی را شامل میشود؟ | چگونه در قیمتگذاری لحاظ شود؟ |
|---|---|---|
| هزینه مستقیم مواد اولیه | قهوه، شیر، سیروپ، شکلات، میوه، آرد، تخممرغ، پنیر، نان، سس و مواد تزئینی | مقدار واقعی مصرف هر ماده را در قیمت واحد آن ضرب کنید. هزینه ضایعات و بازده قابل استفاده را نیز لحاظ کنید. |
| هزینههای متغیر سفارش | لیوان، درپوش، بستهبندی، کارمزد پرداخت، کمیسیون پلتفرم و سایر هزینههای متغیر مرتبط با سفارش | هزینهای را که با هر سفارش یا فروش افزایش مییابد محاسبه کنید. هزینههای قبلاً ثبتشده را دوباره اضافه نکنید. |
| هزینههای ثابت و عمومی | اجاره، حقوق ثابت، بیمه، حسابداری، اینترنت، استهلاک تجهیزات، تعمیرات و مجوزها | مجموع هزینه ماهانه را محاسبه کنید و بررسی کنید فروش کافه باید چه میزان درآمد برای پوشش آن ایجاد کند. |
نکته مهم این است که تمام هزینهها به یک روش وارد محاسبات نمیشوند. هزینه مواد اولیه و بستهبندی معمولاً به هر محصول قابل انتساب است، اما اجاره و حقوق ثابت را نمیتوان بدون یک روش مشخص بهطور کامل به یک نوشیدنی نسبت داد. این هزینهها باید از حاشیه مشارکت مجموع فروش محصولات تأمین شوند.
برای مثال، اگر حقوق باریستا بهصورت ماهانه پرداخت میشود، آن را بهعنوان هزینه ثابت یا عملیاتی ثبت کنید. اگر برای هر سفارش هزینه مشخصی پرداخت میکنید، آن هزینه میتواند در گروه هزینههای متغیر قرار بگیرد. مهم این است که روش ثبت هزینه در تمام محاسبات یکسان باشد.
محصولات فصلی، مانند نوشیدنیهای خنک تابستانی، قهوههای ویژه زمستانی یا دسرهای مناسبتی، ممکن است در دورههای مختلف سال با تغییر هزینه مواد اولیه و میزان تقاضا روبهرو شوند. بنابراین، قیمت این محصولات بهتر است متناسب با شرایط تولید، فصل عرضه و استقبال مشتریان تعیین شود.
در اولین مرحله، هزینه واقعی تهیه هر محصول را محاسبه کنید. اگر برای تهیه یک نوشیدنی فصلی از میوه تازه، سیروپ اختصاصی یا مواد اولیهای استفاده میکنید که قیمت آنها در طول سال تغییر میکند، باید این نوسانها را در محاسبات لحاظ کنید. هزینه مواد اولیهای که فقط برای مدت محدودی قابل استفاده هستند نیز اهمیت دارد؛ زیرا در صورت فروش پایین، احتمال باقی ماندن یا دورریز آنها بیشتر میشود.
در مرحله بعد، مدت عرضه محصول و میزان تقاضای احتمالی را بررسی کنید. برای مثال، اگر یک نوشیدنی سرد در روزهای گرم فروش بالایی دارد، میتوانید میزان خرید مواد اولیه و آمادهسازی را متناسب با تقاضا تنظیم کنید. این کار به کاهش دورریز و کنترل بهای تمامشده کمک میکند.
نکته مهم این است که فصلی بودن محصول بهتنهایی دلیل کافی برای افزایش قیمت نیست. قیمت نهایی باید بر اساس هزینه واقعی، ارزش محصول برای مشتری، قیمت گزینههای مشابه و حاشیه سود موردنیاز تعیین شود. پس از پایان فصل نیز آمار فروش و سودآوری محصول را بررسی کنید تا مشخص شود عرضه مجدد آن در سال آینده از نظر اقتصادی توجیه دارد یا خیر.
اولین مرحله در قیمتگذاری، مشخص کردن دستور تهیه استاندارد هر محصول است. برای هر نوشیدنی باید مقدار قهوه، شیر، سیروپ، سس، یخ و سایر مواد مشخص باشد. برای غذا و دسر نیز وزن مواد، میزان دورریز و تعداد سهم قابل فروش اهمیت دارد.
فرض کنید برای تهیه یک نوشیدنی از ۱۸ گرم قهوه استفاده میکنید و قیمت هر کیلوگرم قهوه یک میلیون تومان است. قیمت هر گرم قهوه هزار تومان میشود؛ بنابراین هزینه قهوه مصرفی این نوشیدنی ۱۸ هزار تومان خواهد بود. به همین ترتیب، هزینه سایر مواد را محاسبه و با یکدیگر جمع کنید.
پس از محاسبه مواد اولیه، هزینههای متغیر سفارش را اضافه کنید. برای نمونه، اگر مواد اولیه یک نوشیدنی ۳۲ هزار تومان، بستهبندی آن ۸ هزار تومان و کارمزد متغیر سفارش ۳ هزار تومان باشد، مجموع هزینه متغیر سفارش ۴۳ هزار تومان است.
| قلم هزینه | هزینه فرضی هر سفارش | توضیح |
|---|---|---|
| قهوه | ۱۸٬۰۰۰ تومان | بر اساس دوز مصرفی |
| شیر | ۹٬۰۰۰ تومان | بر اساس مقدار مصرف |
| سیروپ و مواد تکمیلی | ۳٬۰۰۰ تومان | مواد طعمدهنده و افزودنیها |
| سهم دورریز مواد | ۲٬۰۰۰ تومان | در صورت محاسبهنشدن در بازده مواد |
| جمع مواد اولیه | ۳۲٬۰۰۰ تومان | مجموع هزینه مواد مصرفی |
| بستهبندی | ۸٬۰۰۰ تومان | لیوان، درپوش و اقلام مربوط |
| کارمزد متغیر | ۳٬۰۰۰ تومان | هزینه فرضی مرتبط با سفارش |
| مجموع هزینه متغیر | ۴۳٬۰۰۰ تومان | مبنای محاسبه حاشیه مشارکت |
اعداد این جدول فرضی هستند و قیمت روز بازار محسوب نمیشوند. همچنین اگر هزینه دورریز را قبلاً با محاسبه بازده واقعی مواد در بهای تمامشده لحاظ کردهاید، نباید همان مبلغ را دوباره اضافه کنید.
در این مرحله هنوز قیمت فروش نهایی مشخص نشده است؛ زیرا باید تعیین کنید چه سهمی از قیمت فروش صرف مواد اولیه میشود، چه هزینههای متغیری به فروش تعلق میگیرد و چه مقدار درآمد برای پوشش هزینههای ثابت و سود باقی میماند.
پس از محاسبه هزینهها، باید شرایطی را بررسی کنید که قیمت قابلقبول و قابلاجرا برای هر محصول را تعیین میکنند.
افزایش قیمت قهوه، شیر، شکلات، میوه و سایر مواد مستقیماً هزینه تولید را بالا میبرد. نوع برند، کیفیت مواد، شرایط خرید عمده و میزان دورریز نیز بر هزینه نهایی اثر دارند. به همین دلیل، قیمت خرید مواد اصلی را همراه با تاریخ ثبت کنید تا با تغییر هزینه تأمین، محاسبات محصولات مرتبط را بهروزرسانی کنید.
دو محصول با نام یکسان ممکن است به دلیل تفاوت در حجم، مقدار مواد اولیه یا نوع افزودنیها، هزینه متفاوتی داشته باشند. دستور تهیه هر محصول باید مشخص و ثابت باشد. اگر یک نوشیدنی در دو اندازه عرضه میشود، هزینه مواد و قیمت هر اندازه را جداگانه محاسبه کنید.
کافهای با اجاره بالا، ساعات فعالیت طولانی یا نیروی انسانی بیشتر، به درآمد بالاتری برای پوشش هزینههای خود نیاز دارد. با این حال، بالا بودن هزینههای عملیاتی بهتنهایی به این معنی نیست که میتوان قیمت تمام محصولات را بدون توجه به بازار افزایش داد. باید همزمان ظرفیت فروش و توان پرداخت مشتریان را بررسی کنید.
مشتریان یک کافه در منطقه اداری، محله مسکونی یا محدوده گردشگری ممکن است نیازها و الگوهای خرید متفاوتی داشته باشند. قیمتگذاری باید با مشتریان هدف هماهنگ باشد. برای این منظور، چند کافه مشابه را از نظر کیفیت، اندازه سرو، نوع خدمات و قیمت بررسی کنید؛ نه اینکه صرفاً ارزانترین یا گرانترین رقیب را مبنا قرار دهید.
کیفیت مواد، مهارت تهیه، ارائه محصول، فضای کافه و تجربه مشتری میتوانند بر میزان تمایل افراد به پرداخت قیمت بالاتر تأثیر بگذارند. با این حال، قیمت بالاتر باید با تفاوتی واقعی و قابل درک برای مشتری همراه باشد. اگر محصول شما از نظر کیفیت و تجربه تفاوت محسوسی با گزینههای مشابه ندارد، قیمت بالاتر ممکن است فروش را کاهش دهد.
تقاضای محصولات در طول سال ثابت نیست. فروش بعضی نوشیدنیهای سرد ممکن است در فصل گرم بیشتر شود و برخی محصولات نیز به دلیل ماندگاری کوتاه، ریسک ضایعات بیشتری داشته باشند. بنابراین، علاوه بر هزینه مواد، باید تعداد فروش، میزان تولید و مقدار محصولات فروشنرفته را بررسی کنید.
هزینه فروش حضوری با سفارش بیرونبر یا فروش از طریق پلتفرمهای واسطه یکسان نیست. بستهبندی، کارمزد پرداخت و کمیسیون فروش آنلاین میتوانند مبلغ دریافتی کافه را کاهش دهند. به همین دلیل، قیمت و سودآوری هر کانال باید جداگانه بررسی شود.
در تعیین قیمت نهایی، مقررات روز مرتبط با مالیات، صدور صورتحساب و اعلام قیمت را نیز در نظر بگیرید. نحوه اعمال این هزینهها به وضعیت کسبوکار و مقررات جاری بستگی دارد؛ بنابراین، برای تعیین تکلیف آنها باید از حسابدار یا مشاور مالی آگاه به مقررات روز کمک بگیرید.
قیمت یک محصول فقط نشاندهنده هزینه و سود آن نیست؛ نحوه نمایش قیمت در منو نیز میتواند بر تصمیم خرید مشتری تأثیر بگذارد. به همین دلیل، کافهدارها میتوانند در کنار محاسبات مالی، از اصول روانشناسی قیمتگذاری برای ارائه بهتر محصولات استفاده کنند. البته این روشها جایگزین محاسبه دقیق هزینهها نیستند، بلکه به انتخاب شیوه مناسب نمایش قیمت کمک میکنند.
یکی از روشها، استفاده از قیمتهای ساده و خواناست. برای مثال، نمایش قیمت بهصورت «۱۵۰ هزار تومان» ممکن است برای مشتری قابلدرکتر از درج اعداد طولانی و نامنظم باشد. هماهنگی در شیوه نوشتن قیمتها در تمام بخشهای منو نیز باعث میشود مشتری بتواند محصولات را راحتتر مقایسه کند.
روش دیگر، طراحی هوشمندانه ساختار منو است. میتوانید محصولات شاخص یا نوشیدنیهای ویژه کافه را با توضیح کوتاه و جذاب معرفی کنید تا مشتری علاوه بر قیمت، ارزش پیشنهادی محصول را نیز بشناسد. برای نمونه، توضیح نوع دانه قهوه، روش دمآوری یا استفاده از مواد اولیه خاص میتواند دلیل تفاوت قیمت یک نوشیدنی با گزینههای معمولی را روشن کند.
همچنین ارائه چند گزینه در یک گروه، مانند قهوه با اندازههای متفاوت یا نوشیدنیهای معمولی و ویژه، به مشتری امکان میدهد متناسب با بودجه و ترجیح خود انتخاب کند. بااینحال، قیمتگذاری باید شفاف باشد و تفاوت قیمت محصولات به تفاوت واقعی در حجم، کیفیت یا مواد اولیه مربوط شود.
برای تعیین قیمت فروش، ابتدا باید مشخص کنید میخواهید چه چیزی را کنترل کنید: سهم هزینه مواد اولیه از فروش، سهم تمام هزینههای متغیر یا میزان سودآوری کل کافه. این سه موضوع با یکدیگر ارتباط دارند، اما فرمول یکسانی ندارند. اگر آنها را با هم اشتباه بگیرید، ممکن است قیمت محاسبهشده هزینههای واقعی شما را پوشش ندهد.
در این روش، هزینه مواد اولیه را بر درصد هدف هزینه مواد تقسیم میکنید. درصد هدف مشخص میکند چه سهمی از قیمت فروش مجاز است صرف مواد اولیه شود. برای مثال، اگر مواد اولیه یک نوشیدنی ۳۲ هزار تومان هزینه داشته باشد و بخواهید هزینه مواد ۳۰ درصد قیمت فروش باشد، محاسبه به این شکل است:
قیمت پایه = هزینه مواد اولیه ÷ درصد هدف هزینه مواد
قیمت پایه = ۳۲٬۰۰۰ ÷ ۰٫۳۰ = ۱۰۶٬۶۶۷ تومان
بنابراین، قیمت پایه حدود ۱۰۷ هزار تومان به دست میآید. این عدد به این معناست که ۳۲ هزار تومان هزینه مواد، تقریباً ۳۰ درصد قیمت فروش است؛ اما بهخودیخود تضمین نمیکند که محصول سودآور باشد. در این مثال، بستهبندی، کمیسیون، هزینههای ثابت و سایر مخارج هنوز در محاسبه قیمت نهایی وارد نشدهاند.
اگر میخواهید هزینه مواد و سایر هزینههای متغیر سفارش را پوشش دهید و درصد مشخصی از قیمت فروش را برای مشارکت در پرداخت هزینههای ثابت و ایجاد سود باقی بگذارید، باید از فرمول دیگری استفاده کنید.
قیمت فروش = مجموع هزینههای متغیر ÷ (۱ − نسبت حاشیه مشارکت هدف)
فرض کنید هزینه مواد اولیه یک نوشیدنی ۳۲ هزار تومان و هزینه بستهبندی و سایر هزینههای متغیر آن ۱۱ هزار تومان باشد. در نتیجه، مجموع هزینه متغیر به ۴۳ هزار تومان میرسد. اگر هدف شما حاشیه مشارکت ۴۰ درصدی باشد، محاسبه به این صورت انجام میشود:
قیمت فروش = ۴۳٬۰۰۰ ÷ (۱ − ۰٫۴۰) = ۷۱٬۶۶۷ تومان
قیمت حاصل حدود ۷۲ هزار تومان است. با این قیمت و هزینه متغیر ۴۳ هزار تومانی، مبلغ باقیمانده از هر فروش حدود ۲۹ هزار تومان خواهد بود؛ یعنی ۴۰ درصد قیمت فروش. این مبلغ باید در پوشش هزینههای ثابت و سودآوری کل کافه مشارکت کند. بنابراین، حاشیه مشارکت ۴۰ درصدی به معنای سود خالص ۴۰ درصدی نیست.
حاشیه مشارکت نشان میدهد پس از پرداخت هزینههای متغیر یک سفارش، چه مقدار از درآمد باقی میماند تا هزینههای ثابت و سود کسبوکار را پوشش دهد. فرمول آن ساده است:
حاشیه مشارکت هر محصول = قیمت فروش − هزینه متغیر هر محصول
برای مثال، اگر نوشیدنی را ۱۲۰ هزار تومان بفروشید و هزینه متغیر آن ۴۳ هزار تومان باشد، حاشیه مشارکت هر سفارش ۷۷ هزار تومان خواهد بود. این عدد به شما کمک میکند محصولات را با یکدیگر مقایسه کنید؛ اما برای ارزیابی سودآوری باید تعداد فروش و سهم هزینههای ثابت را نیز در نظر بگیرید.
پس از مشخص شدن قیمت فروش، میتوانید بررسی کنید چه درصدی از درآمد هر محصول صرف مواد اولیه شده است. این شاخص برای کنترل هزینهها و مقایسه عملکرد محصولات در طول زمان مفید است.
درصد هزینه مواد اولیه = (هزینه مواد اولیه ÷ قیمت فروش) × ۱۰۰
برای مثال، اگر مواد اولیه یک محصول ۳۲ هزار تومان و قیمت فروش آن ۱۲۰ هزار تومان باشد، درصد هزینه مواد اولیه حدود ۲۶٫۷ درصد است. اگر این درصد با افزایش قیمت مواد بالا برود، باید بررسی کنید آیا قیمت فروش نیاز به اصلاح دارد یا میتوان با مدیریت خرید و کاهش دورریز هزینه را کنترل کرد.
اگر پلتفرم فروش درصدی از مبلغ سفارش را بهعنوان کمیسیون دریافت کند، باید اثر آن را در درآمد دریافتی در نظر بگیرید. برای مثال، اگر بخواهید پس از کسر کمیسیون ۲۰ درصدی، مبلغ ۱۲۰ هزار تومان برای کافه باقی بماند، قیمت لازم پیش از کسر کمیسیون به این صورت محاسبه میشود:
قیمت لازم = مبلغ دریافتی هدف ÷ (۱ − نرخ کمیسیون)
قیمت لازم = ۱۲۰٬۰۰۰ ÷ ۰٫۸۰ = ۱۵۰٬۰۰۰ تومان
در این مثال، از قیمت ۱۵۰ هزار تومانی، ۳۰ هزار تومان کمیسیون کسر میشود و ۱۲۰ هزار تومان باقی میماند. این محاسبه فقط برای حفظ مبلغ دریافتی هدف است؛ برای اطمینان از سودآوری باید هزینه مواد اولیه و سایر هزینههای سفارش نیز از مبلغ دریافتی کسر شوند. همچنین هرگونه تفاوت قیمت میان کانالها باید با قراردادها و مقررات مربوط سازگار باشد.
نقطه سربهسر سطحی از فروش است که در آن درآمد حاصل از فروش دقیقاً هزینههای ثابت و متغیر را پوشش میدهد و سود عملیاتی صفر است. برای محاسبه آن، ابتدا نسبت حاشیه مشارکت کل فروش را به دست آورید؛ یعنی حاشیه مشارکت را بر درآمد فروش تقسیم کنید.
فروش سربهسر = هزینه ثابت ماهانه ÷ نسبت حاشیه مشارکت
فرض کنید هزینه ثابت ماهانه کافه ۱۸۰ میلیون تومان و نسبت حاشیه مشارکت کل فروش ۶۰ درصد باشد. در این حالت، فروش سربهسر برابر با ۳۰۰ میلیون تومان در ماه است؛ زیرا ۶۰ درصد از این فروش، یعنی ۱۸۰ میلیون تومان، هزینههای ثابت را پوشش میدهد.
اگر علاوه بر پوشش هزینههای ثابت، بخواهید ۶۰ میلیون تومان سود عملیاتی به دست آورید، فروش لازم را با فرمول زیر محاسبه کنید:
فروش لازم برای سود هدف = (هزینه ثابت ماهانه + سود عملیاتی هدف) ÷ نسبت حاشیه مشارکت
در مثال بالا، فروش لازم برابر است با ۴۰۰ میلیون تومان در ماه. این برآورد فرض میکند نسبت حاشیه مشارکت در سطح فروش موردنظر ثابت بماند و هزینههای محاسبهشده نیز با شرایط واقعی کسبوکار مطابقت داشته باشند.
هر فرمول برای پاسخ به یک سؤال مشخص کاربرد دارد. جدول زیر تفاوت آنها را نشان میدهد تا بدانید در چه مرحلهای از قیمتگذاری باید از هر روش استفاده کنید.
| روش محاسبه | چه زمانی استفاده میشود؟ | محدودیت مهم |
|---|---|---|
| قیمت بر اساس درصد هزینه مواد | برای برآورد اولیه قیمت با توجه به هزینه مواد اولیه | هزینههای دیگر و سودآوری کل کافه را بهتنهایی مشخص نمیکند. |
| قیمت بر اساس حاشیه مشارکت هدف | برای تعیین قیمت با در نظر گرفتن همه هزینههای متغیر | باید حاشیه مشارکت هدف بر اساس هزینه ثابت و مدل کسبوکار انتخاب شود. |
| حاشیه مشارکت | برای مقایسه سهم هر محصول در پوشش هزینههای ثابت | بهتنهایی سود خالص محصول یا کافه نیست. |
| درصد هزینه مواد اولیه | برای کنترل تغییر هزینه مواد نسبت به قیمت فروش | درباره هزینههای ثابت و سایر هزینههای متغیر اطلاعات کاملی نمیدهد. |
| قیمت با احتساب کمیسیون | برای برآورد قیمت لازم در فروش از طریق پلتفرمهای واسطه | حفظ مبلغ دریافتی هدف لزوماً به معنای سودآوری نیست. |
| نقطه سربهسر | برای تعیین حداقل فروش لازم جهت پوشش هزینههای ثابت و متغیر | به برآورد قابلاعتماد از هزینه ثابت و نسبت حاشیه مشارکت نیاز دارد. |
درصد هدف هزینه مواد اولیه در برخی مدلهای غذایی در محدوده ۲۵ تا ۳۵ درصد بررسی میشود، اما این محدوده یک قانون قطعی برای تمام کافهها نیست. نوع محصول، قیمت مواد، هزینه نیروی انسانی، اجاره، حجم فروش و میزان رقابت میتوانند نتیجه را تغییر دهند. برای انتخاب درصد مناسب، محاسبات را با هزینههای واقعی کافه خود انجام دهید و قیمت پیشنهادی را با شرایط بازار بسنجید.
روش محاسبه باید با ساختار هزینه هر گروه محصول هماهنگ باشد. در نوشیدنیها، مقدار مواد مصرفی و اندازه سرو اهمیت زیادی دارد؛ در کیک و دسر، بازده تولید و تعداد سهم قابل فروش تعیینکننده است؛ و در غذاهای کافهای، مخلفات و زمان آمادهسازی نیز باید بررسی شود.
| دسته محصول | مهمترین عوامل هزینه | نکته اجرایی قیمتگذاری |
|---|---|---|
| اسپرسو و قهوههای ساده | دوز قهوه، کیفیت دانه و هدررفت عصارهگیری | مقدار مصرف قهوه و دستور تهیه را استاندارد کنید. |
| نوشیدنیهای شیری و ترکیبی | قهوه، شیر، سیروپ، سس و تاپینگ | تمام اجزای دستور تهیه و حجم لیوان را محاسبه کنید. |
| نوشیدنیهای سرد | میوه، یخ، سیروپ، سس و تزئینات | هزینه مواد تزئینی و بستهبندی بیرونبر را فراموش نکنید. |
| کیک و دسر | مواد اولیه، بازده پخت و ضایعات فروشنرفته | هزینه تولید را بر تعداد سهمهای واقعاً قابل فروش تقسیم کنید. |
| صبحانه و غذا | مواد اصلی، مخلفات، دورریز و زمان آمادهسازی | تمام اجزای سرو و هزینههای متغیر مرتبط را لحاظ کنید. |
برای نمونه، اگر هزینه تولید یک کیک ۹۰۰ هزار تومان و تعداد سهمهای قابل فروش آن ۱۲ عدد باشد، هزینه مواد اولیه هر سهم ۷۵ هزار تومان است. اما اگر به دلیل برش نامناسب یا ضایعات، فقط ۱۰ سهم قابل فروش باشد، هزینه مواد اولیه هر سهم به ۹۰ هزار تومان میرسد. به همین دلیل، باید تعداد سهمهای واقعی را مبنای محاسبه قرار دهید، نه تعداد برش ایدهآل.
پس از تعیین قیمت، لازم است عملکرد واقعی هر محصول را بررسی کنید. فروش بالا همیشه به معنای سودآوری بالا نیست؛ ممکن است یک نوشیدنی سفارشهای زیادی داشته باشد، اما به دلیل هزینه مواد اولیه، بستهبندی یا تخفیف، سهم کمی در پوشش هزینههای ثابت کافه ایجاد کند. در مقابل، محصولی که فروش کمتری دارد، ممکن است از هر سفارش حاشیه مشارکت بیشتری ایجاد کند.
برای اینکه قیمتگذاری منو بر اساس هزینههای واقعی انجام شود، باید علاوه بر محاسبه مواد اولیه، با روش استاندارد تهیه و قیمتگذاری نوشیدنیها نیز آشنا باشید. یادگیری این مهارتها در دورههای آموزشگاه کافی شاپ به شما کمک میکند مقدار مصرف مواد اولیه را دقیقتر کنترل کنید و قیمت هر محصول را با توجه به هزینه تمامشده آن تعیین کنید.
برای تصمیمگیری بهتر، محصولات را بر اساس میزان فروش و حاشیه مشارکت در چهار گروه زیر قرار دهید:
| وضعیت محصول | معنای آن | اقدام پیشنهادی |
|---|---|---|
| پرفروش و دارای حاشیه مشارکت بالا | هم مشتریان آن را انتخاب میکنند و هم سهم مناسبی در پوشش هزینهها دارد. | کیفیت و موجودی آن را حفظ کنید و از تخفیف غیرضروری بپرهیزید. |
| پرفروش و دارای حاشیه مشارکت پایین | فروش زیاد است، اما مبلغ باقیمانده از هر سفارش کم است. | هزینه مواد، مقدار مصرف، قیمت و تخفیفها را بررسی کنید. |
| کمفروش و دارای حاشیه مشارکت بالا | محصول از نظر هزینه و درآمد مناسب است، اما کمتر انتخاب میشود. | نام، توضیحات، جایگاه در منو و تناسب آن با مشتریان را بررسی کنید. |
| کمفروش و دارای حاشیه مشارکت پایین | هم تقاضا پایین است و هم سهم کمی در پوشش هزینهها دارد. | علت عملکرد ضعیف را پیدا کنید و در صورت لزوم محصول را بازطراحی یا حذف کنید. |
برای تصمیمگیری، یک روز یا یک هفته فروش را مبنا قرار ندهید؛ بهتر است دورهای را انتخاب کنید که نماینده الگوی معمول فروش کافه باشد. همچنین اگر فروش محصولات در روزهای هفته یا فصلهای مختلف تفاوت زیادی دارد، این تغییرات را در تحلیل خود لحاظ کنید.
قیمت منو باید زمانی بازبینی شود که تغییر هزینهها یا عملکرد فروش، سودآوری محصولات را تحت تأثیر قرار دهد. افزایش قیمت مواد اصلی، تغییر اجاره و دستمزد، افزایش کمیسیون فروش آنلاین، رشد دورریز یا کاهش حاشیه مشارکت از دلایل مهم بازبینی هستند.
برای مدیریت این فرایند، اطلاعات هر محصول را در یک فایل ثبت کنید: نام محصول، مقدار مواد مصرفی، هزینه مواد، هزینه متغیر سفارش، قیمت فروش، تعداد فروش و حاشیه مشارکت. سپس در بازههای منظم، هزینهها و عملکرد فروش را با دوره قبل مقایسه کنید.
اگر محصولی کمسود است، ابتدا هزینه مواد، دورریز، اندازه سرو و زمان آمادهسازی آن را بررسی کنید. افزایش قیمت تنها راهکار نیست؛ گاهی اصلاح دستور تهیه یا کاهش ضایعات نتیجه بهتری دارد. اگر محصولی هم فروش پایینی دارد و هم حاشیه مشارکت مناسبی ایجاد نمیکند، بازطراحی یا حذف آن نیز میتواند گزینه قابل بررسی باشد.
در نهایت، قیمت پیشنهادی باید با بازار هدف نیز سازگار باشد. اگر قیمت محاسباتی از توان پرداخت مشتریان بیشتر است، بهجای کاهش فوری قیمت، بررسی کنید آیا امکان اصلاح هزینه، تغییر اندازه سرو یا ارائه نسخه اقتصادیتری از محصول وجود دارد یا خیر.
فروش حضوری و فروش آنلاین ممکن است هزینههای متفاوتی برای کافه ایجاد کنند. در سفارشهای آنلاین، هزینه بستهبندی، ظروف بیرونبر، کارمزد پلتفرم و گاهی هزینههای مرتبط با تخفیفها میتوانند سود نهایی هر سفارش را کاهش دهند. به همین دلیل، لازم است سودآوری منو در هر کانال فروش بهصورت جداگانه بررسی شود.
برای مثال، فرض کنید هزینه تهیه یک نوشیدنی همراه با بستهبندی آن ۷۰ هزار تومان باشد و قیمت فروش آن ۱۵۰ هزار تومان تعیین شود. در فروش حضوری، پیش از محاسبه سهم هزینههای ثابت، ۸۰ هزار تومان اختلاف میان قیمت فروش و هزینه مستقیم محصول وجود دارد. اما اگر سفارش آنلاین مشمول ۱۵ درصد کارمزد از قیمت فروش باشد، ۲۲ هزار و ۵۰۰ تومان نیز بابت این کارمزد کسر میشود و مبلغ باقیمانده پس از هزینه مستقیم و کارمزد به ۵۷ هزار و ۵۰۰ تومان میرسد.
این مثال نشان میدهد که قیمت یکسان در دو کانال فروش لزوماً به معنای سود یکسان نیست. برای تصمیمگیری بهتر، موارد زیر را بررسی کنید:
پس از محاسبه این موارد، میتوانید درباره یکسان بودن قیمتها یا تعریف قیمتهای متفاوت تصمیم بگیرید. اگر قرار است قیمت منوی آنلاین با قیمت حضوری تفاوت داشته باشد، بهتر است این تصمیم با توجه به هزینههای واقعی و مقررات پلتفرم مربوطه اتخاذ شود. هدف این نیست که قیمت آنلاین صرفاً بیشتر باشد؛ هدف، حفظ سودآوری بدون ایجاد اختلاف قیمت غیرمنطقی برای مشتری است.
قیمت مناسب برای منوی کافه، نه لزوماً پایینترین قیمت بازار است و نه بالاترین قیمتی که مشتری حاضر به پرداخت آن میشود. قیمت مناسب باید سه شرط را همزمان برآورده کند: هزینههای واقعی تهیه و فروش محصول را پوشش دهد، سهم کافی برای پرداخت هزینههای ثابت و رسیدن به سود هدف ایجاد کند و با کیفیت محصول، قیمت رقبا و توان پرداخت مشتریان تناسب داشته باشد.
برای رسیدن به این نقطه، ابتدا مقدار مصرف مواد اولیه و هزینه متغیر هر سفارش را دقیق محاسبه کنید. سپس با استفاده از درصد هزینه مواد یا حاشیه مشارکت، یک قیمت اولیه به دست آورید و آن را با هزینههای ثابت، نقطه سربهسر و شرایط بازار بسنجید. اگر قیمت پیشنهادی بیش از توان پرداخت مشتریان است، پیش از کاهش قیمت، امکان کاهش ضایعات، اصلاح دستور تهیه، کنترل هزینه خرید یا تغییر اندازه سرو را بررسی کنید. اگر قیمت بازار پایینتر از هزینه واقعی شماست و امکان کاهش هزینه نیز وجود ندارد، ادامه فروش آن محصول با همان شرایط میتواند به سودآوری کافه آسیب بزند.
در مرحله بعد، عملکرد واقعی منو را بر اساس تعداد فروش و حاشیه مشارکت بسنجید. محصولی را فقط به دلیل فروش بالا موفق تلقی نکنید و محصول کمفروش را نیز بدون بررسی علت حذف نکنید. در نهایت، قیمتها و هزینهها را بهصورت منظم بهروزرسانی کنید؛ زیرا قیمتگذاری دقیق، اقدامی یکباره نیست و با تغییر هزینه مواد، دستمزد، اجاره و شرایط بازار نیاز به بازبینی دارد.
اگر در کنار مدیریت هزینهها قصد دارید دانش عملی خود را درباره تهیه نوشیدنیها، استانداردسازی رسپی و شناخت مواد اولیه افزایش دهید، آشنایی با دورههای آموزشی مربوطه در آموزشگاه کلید هنرنیز میتواند بخشی از مسیر یادگیری شما باشد. شناخت دقیق روش تهیه محصولات و مقدار مصرف مواد، تصمیمگیری درباره بهای تمامشده را قابلاعتمادتر میکند؛ هرچند سودآوری نهایی همچنان به محاسبه درست هزینهها، انتخاب قیمت متناسب با بازار و مدیریت فروش وابسته است.
درصد مناسب به نوع محصول، قیمت مواد، هزینههای عملیاتی و مدل کسبوکار بستگی دارد. محدوده ۲۵ تا ۳۵ درصد در برخی الگوهای صنعت غذا نقطه شروع بررسی است، اما استاندارد ثابت تمام کافهها نیست. باید بررسی کنید که با درصد انتخابشده، قیمت فروش بتواند سایر هزینهها را نیز پوشش دهد.
این هزینهها باید از محل درآمد کل کافه پوشش داده شوند. میتوانید برای تحلیل دقیقتر، با روشی مشخص سهمی از هزینههای ثابت را به هر محصول تخصیص دهید؛ اما باید مراقب باشید یک هزینه هم در محاسبه سفارش و هم در هزینه ماهانه دوباره شمرده نشود.
ابتدا مقدار مصرف مواد، دورریز، اندازه سرو و هزینه تأمین را بررسی کنید. سپس کیفیت و ارزش محصول را با رقبا مقایسه کنید. اگر بازار قیمت پیشنهادی را نمیپذیرد، اصلاح هزینه یا بازطراحی محصول را بررسی کنید؛ کاهش قیمت بدون محاسبه مجدد سودآوری میتواند زیان ایجاد کند.
بازده واقعی مواد را اندازهگیری کنید و هزینه را بر اساس مقدار قابل استفاده محاسبه کنید. اگر دورریز در محاسبه بازده لحاظ شده است، همان هزینه را دوباره اضافه نکنید. برای کیک و غذا نیز تعداد سهمهای واقعاً قابل فروش را مبنا قرار دهید.
الزاماً نه؛ اما باید هزینه بستهبندی، کارمزد پرداخت و کمیسیون پلتفرم را برای هر کانال محاسبه کنید. تفاوت هزینهها ممکن است تفاوت قیمت را توجیه کند، به شرط آنکه قراردادها و مقررات مربوط رعایت شوند.
هزینه تولید را بر تعداد سهمهای واقعاً قابل فروش تقسیم کنید و هزینههای متغیر مرتبط را نیز در نظر بگیرید. ثبت محصولات فروشنرفته و هماهنگ کردن حجم تولید با تقاضای واقعی، به کاهش هزینه ضایعات کمک میکند.
حاشیه مشارکت هر سفارش را محاسبه کنید و آن را در تعداد فروش ضرب کنید. این مبلغ نشان میدهد محصول چه سهمی در پوشش هزینههای ثابت ایجاد میکند. فروش بالا بهتنهایی برای قضاوت درباره سودآوری کافی نیست.
بررسی ماهانه هزینهها میتواند مفید باشد، اما زمان اصلاح قیمت به تغییر هزینهها، حاشیه مشارکت و رفتار مشتری بستگی دارد. با تغییر محسوس قیمت مواد اولیه یا کمیسیون فروش، محاسبات محصولات مرتبط را دوباره انجام دهید.
تخفیف درآمد هر سفارش را کاهش میدهد، در حالی که بسیاری از هزینههای متغیر تغییر نمیکنند. پیش از اجرای تخفیف، حاشیه مشارکت جدید را محاسبه کنید و بررسی کنید آیا افزایش احتمالی تعداد سفارشها میتواند کاهش درآمد هر فروش را جبران کند یا خیر.
خیر. محصولات از نظر هزینه مواد، زمان آمادهسازی، میزان تقاضا و حساسیت مشتری به قیمت متفاوتاند. بهتر است حاشیه مشارکت و فروش هر محصول را جداگانه بررسی کنید و ترکیب منو را به شکلی مدیریت کنید که مجموع درآمد، هزینههای کافه را پوشش دهد.
آموزشگاه کافی شاپ :
اگر قصد دارید علاوه بر مدیریت هزینهها، مهارتهای عملی موردنیاز برای کار در کافه یا راهاندازی کسبوکار خود را نیز یاد بگیرید، دورههای کلید هنر میتوانند مکمل مناسبی باشند. آموزش مهارتهای باریستا، تهیه نوشیدنیها، بارتندری، صبحانه و غذاهای کافهای و کیک کافیشاپی به شما کمک میکند مواد اولیه، تجهیزات و روش استاندارد آمادهسازی محصولات را بهتر بشناسید. تمرین عملی با تجهیزات و مواد اولیه نیز در استانداردسازی رسپی و اندازه سرو اهمیت دارد؛ زیرا هرچه مقدار مصرف مواد و روش آمادهسازی دقیقتر باشد، محاسبه بهای تمامشده و حفظ کیفیت محصولات آسانتر خواهد بود.
با حضور در هریک از دوره های آموزشگاه کلیدهنر به صورت اقساطی ثبت نام کنید؛ آموزش تخصصی ببینید و مدرک معتبر فنی حرفه ای و بین الملل بگیرید و شاغل شوید. درضمن اگر شهرستانی هستید، شرایط ویژه اقامت در هتل نیز برایتان فراهم شده است. درصورت هرگونه مشاوره یا سوال تماس بگیرید.